مرضيه محمدزاده

1420

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

تا با ولاى عشق تو شد آشنا دلم * آتش گرفت و هست چو نى در نوا دلم اى آفتاب روى تو رونق فزاى جان * بر من بتاب تا كه بگيرد صفا دلم در هر سرا كه ساده به سوگت گريستم * پرواز كرد تا به سراى خدا دلم هرشب براى سوك تو با آه مىكند * در دشت سينه خيمه‌ى ماتم به پا دلم در حسرت زيارت كرب و بلاى تو * دل داند و خدا كه نمايد چه‌ها دلم تنها نه لب به ياد تو « يا ليتنى » سرود * هرلحظه داشت نغمه واحسرتا دلم با ياد تشنه كامى شش ماهه اصغرت * خوابش چگونه است و قرارش كجا دلم هرجا ز چاره مانده تهى دستهاى من * عباس نامدار تو را زد صدا دلم افروختم چو شعله و آتش گريستم * تا تشنه ديد لعل لبان ترا دلم فردا كه هركه بگذرد از هرچه بستگىست * كى دامن ولاى تو سازد رها دلم مىخواستم كه شاد سرايم به شام عيد * اشكم روانه شد كه نگردد رضا دلم اين شعر جان گداز كه از سينه « خاسته » * روح القدس سرود ندانم و يا دلم